چهارشنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۶ هجری شمسی

زندگی نامۀ حضرت آسیه

محتوای صفحه: 

خلاصه ای از زندگی حضرت آسیه(سلام الله علیها)

یكى از زنان نمونه ، مومن و صابر، آسيه است .وى ، كـه دختر مزاحم و همسر فرعون است ، در ميان زرق و برق و تجملات زندگى مى كرد، ولى هـرگـز تـسليم هواى نفس نگرديد و با ايمانى محكم به پروردگار، مدافعى حقيقى براى حضرت موسى (علیه السلام ) در بارگاه فرعون بود. آسيه ، در همان دوران

كودكى ، حضرت موسى (علیه السلام ) را از آب گرفت و بهتر از مادر، از وى پرستارى كرد و هرگز اجازه نداد به حضرتش آسيبى برسد. قرآن در این مورد در آیۀ 9 سورۀ قصص میفرماید:
وَ قَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ‌ لیّ‌ وَ لَک لَاتَقْتُلُوهُ عَسیَ أَنینفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًاوَ هُمْ لَایشْعُرُونَ
و همسر فرعون گفت : این کودک نور چشم من و توست ، او رامکشید چه بسا ما را سود بخشد، یا او را به فرزندی بگیریم و ایشان نمی دانستند.
مأموران فرعون که جهت نگهبانی رود نیل گماشته شده بودند، روزی صندوقی را از روی آب گرفته و نزد فرعون بردند؛ همین که در صندوق را باز کردند، نوزاد پسر را در آن مشاهده کردند.
1 گروهی از حامیان فرعون که در کاخ فرعون حاضر بودند، فرعون را تحریک نموده و گفتند: ظاهراً این طفل همان پسر بنی اسرائیلی است که تو دنبالش هستی و باید او را به قتل برسانی! فرعون هم تحت تأثیر کلام آنها قرار گرفت و مصمم شد تا موسی را بکشد! ولی آسیه میانجی گری نموده و مانع از این عمل شنیع شد. همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: نور چشم من و توست! او را نکشید، شاید برای ما مفید باشد، یا او را به عنوان پسر خود برگزینیم! و آنها نمی فهمیدند (که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش میپرورانند)
"قرة عین" به معنای خنکی چشم، کنایه از سرور و شادی است و این کنایه، در حقیقت ناشی از ضد آن بوده و آن "سخنة العین" به معنای حرارت چشم است که در اثر گریه ای به انسان دست می دهد، البته گریه ای که به خاطر حزن و اندوه باشد.
پس حکایت قرآن از زبان همسر فرعون بر مسرت بخشی چشمان آنها حاصل از رؤیت جمال حضرت موسی(علیه السلام) بود و این همان القاء محبت الهی بود که خداوند وعده ی آن را داده بود.2
جمع آوردن خطاب "لاتقتلوه" اشاره به عاملان قتل است که افراد زیادی به عنوان مباشر و مسبب این امر قتل بودند، و جمله ی "قرّت عین لی و لک" در حقیقت شفاعت آسیه نسبت به حضرت موسی بود که با این جملات احساسی و عاطفی، دل فرعون را نرم کرد و مانع از کشتن این نوزاد شد، بخصوص این کلام عاطفی را به منفعت بخشی وی در کاخ و حکومت فرعونی و فرزندخواندگی این نوزاد مقید نمود، در حالی که فرعون و فرعونیان نمی فهمیدند که این نوزاد یافت شده از دریا، کیست؟ و چه کسی را در دامان خود پرورش میدهند؟!3
فرعون نیز در برابر شفاعت همسرش نسبت به این طفل، خواسته ی او را اجابت نمود طفل را به همسرش بخشید.

حضرت آسیه (سلام الله علیها) یکی از زنانی است که قرآن وی را الگویی برای مومنان قرار میدهد، بطوریکه در آیۀ 11 سورۀ مبارۀ تحریم اشاره میکند:
و ضرب اللّه مثلا للذين امنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابـن لى عـندك بيتا فى الجنه و نجنى من فرعون و عمله و نجنى من القوم الظالمين (11)
نيز خداى تعالى براى كسانى كه ايمان آوردند مثلى مى زند و آن داستان همسر فرعون اسـت كه گفت:  پروردگارا نزد خودت برايم خانه اى در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده و از مردم ستمكار. (11)

حضرت آسیه (سلام الله علیها) از جمله کسانی است که هیچ وقت به وحی الهی و وحدانیت خداوند کافر نبودند و از کودکی پیرو دین حضرت موسی (علیه السلام) بودند. قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ):
ثلاثة لم یکفروا بالوحی طرفةعین؛مؤمن آل یس و علی بن ابی طالب وآسیه إمرأة فرعون
سه نفر هرگز نسبت به وحی کافر نبوده اند، آن سه نفر عبارتند از : مؤمن آل یس، علی بن ابی طالب و آسیه همسر فرعون.
4
آن حضرت ایمان راسخی در برابر خداوند پیدا کرده بودند که هیچ وقت تحت خدشه قرار نگرفت، حتی در سخت ترین شرایط و زیر شکنجه های فرعون.
هنگامى كه حادثه دلخراش همسر و بچه هاى حزبيل به وقوع پيوست ، خداوند عروج عارفانه آن زن پارسا و قهرمان را به ديد آسيه گذاشت و ايمان آسيه (علیها السلام)  از آن صحنه ، قوى تر شد
.
وى پـس از آن مـاجـر، در عالمى از نيايش و رازونياز با خداى خود بود كه فرعون بر او وارد شد و ايمان مخفى آسيه بر طاغوت زمان آشكارشد. آسـيـه در آن روز، مـهر سكوت را شكست، در مقابل فرعون ايستاد و با كمال قاطعيت گفت : اى فرعون ! تـا بـه كـى در خـواب غـفـلـت فـرو رفته اى و مى خواهى بندگان خاص خداوند را در ميان آتش بسوزانى ؟
نمى دانى كه همسر حزبيل در چه جايگاهى واردشد! فرعون گفت : مگر تو هم در مورد خدايى من شك دارى؟ آسيه گفت : مگر من به خدايى تو اعتقاد داشتم ؟ از روزى كه موسى (علیه السلام ) را از رود نيل گرفتم به پيامبرى او معتقدشدم ! فرعون ابتدا سعى كرد او را با زبان خوش گمراه سازد، ولى نتيجه اى نگرفت ، پس با ارعاب و تهديد وارد شد و با خشم فريادزد: اى آسيه ! تو را به گونه اى بكشم كه هيچ كس را تا به حال آن گونه نكشته ام ! سـپـس مـادر آسـيه را احضار و به او گوشزد كرد
:
دخترت مانند آن زن آرايشگر (همسر حزبيل ) ديوانه شده است ، يا بايد به پروردگار موسى كافرشود و يا دستور مى دهم كه او را بكشند. مادر آسيه دخترش را به گوشه اى برد و به همراهى با فرعون ترغيب كرد. آسيه گفت : هرگز به خداى موسى كافر نخواهم شد. فـرعون دستورداد مردم را جمع كردند و آن گاه به دستور او آسيه را به زمين خواباندند و دست و پايش را به چهارميخ بستند و سنگ بزرگى بر روى سينه اش قراردادند. آسـيـه در آن حـال سخت ، اللّه ، اللّه مى گفت و با خدايش مناجات پرمعنايى داشت و نجوا مى كرد:
رب ابن لى عندك بيتا فى الجنه ونجنى من فرعون وعمله ونجنى من القوم الظالمين.
پروردگارا! در بهشت نزد خودت خانه اى برايم بناكن ! و مرا از دست فرعون و عملش نجات بخش و مرا از گروه ستمكاران رهايى ده
.
خداوند در اين لحظه ، پرده از چشم آسيه برداشت و مقام وى را به او نشان داد. آسيه خوشحال و خندان شد. فرعون با كمال تعجب گفت : همسرم ديوانه شده است ! در ميان اين همه سختى و شكنجه مى خندد! آسيه گفت : به خدا سوگند! ديوانه نشده ام ، اكنون شاهد و ناظر جايگاهى هستم كه در بهشت برايم مهيا كرده اند. در همين حال ، آسيه به ديدار حق شتافت و نداى پروردگارش را لبيك گفت .5

 

منابع:

1- بیضاوی،أنوارالتنزیل و أسرارالتأویل‌،ج‌۴، ص۱۷۳

2- بن عاشور،التحریر و التنویر، ج۲۰، ص۲۰

3- الفرقان فی تفسیرالقرآن بالقرآن، ج۲۲، ص۳۰۱

4- مومن آل یس-حبیب نجار-کسی است که اولین بار با فرستادگان حضرت عیسی در شهر انطاکیه روبه رو میشود وپس از مشاهده معجزاتی از انها،ایمان آوردوازمردم و حاکم آن شهر که بت پرست بودند خواست که از آن فرستادگان پیروی کنند، داستان سوره یس درباره او و فرستادگان میباشد.(تفسیر المیزان،ذیل سوره یس آیه 20)

5- برگرفته از کتاب زنان نمونه

 

 

دیدگاه جدیدی بگذارید

جهت نشر فرهنگ و معارف اسلامی، هر گونه استفاده از مطالب این وبسایت موجب امتنان است.